معنی ۱neutral · 87%
معدنیشدن یا افزودن مواد معدنی به یک ماده یا بافت.
مثالهای طبیعی
Groundwater mineralized the ancient wood over time.
آب زیرزمینی در گذر زمان چوب باستانی را معدنی کرد.
New tooth enamel mineralizes during development.
مینای تازهٔ دندان هنگام رشد معدنی میشود.
Buried shells were gradually mineralized underground.
صدفهای مدفون بهتدریج در زیر زمین معدنی شدند.
نکتهٔ کاربردی
عمدتاً در زمینشناسی، زیستشناسی و علم مواد به کار میرود؛ املای بریتانیایی mineralise است.
