بخش کوچکتر از یک گروه در مقایسه با بخش بزرگتر آن.
مثالهای طبیعی
Only a minority supported the proposed changes.
فقط اقلیتی از تغییرات پیشنهادی حمایت کردند.
A small minority of students chose the earlier exam.
اقلیت کوچکی از دانشآموزان آزمون زودتر را انتخاب کردند.
The critics liked it, but they were in the minority.
منتقدان آن را پسندیدند، اما در اقلیت بودند.
نکتهٔ کاربردی
a minority of + اسم جمع به بخش کوچکتر گروه اشاره میکند و نقطهٔ مقابل majority است.
