minute
A1اسم/US /mˈɪnət/ MĬN-ət; UK /mˈɪnət/ MĬN-ət/
گزارش وقایع، ریز، پیش نویس کردن
JadoLearn Dictionary
معنی minute به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گزارش وقایع، ریز، پیش نویس کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قد کوتاه، کم، اندک
مصغر
غرامت، لطیف، جریمه دادن
منتقدانه، وخیم، انتقاد آمیز
عینی
دربند، مقید، بخصوص
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.