معنی ۱neutral · 88%
از نظر اندازه، مقدار یا درجه بسیار کوچک
مثالهای طبیعی
The sample contained minute traces of metal.
نمونه حاوی ردهای بسیار ناچیزی از فلز بود.
A minute crack was visible under magnification.
یک ترک بسیار ریز زیر بزرگنمایی دیده میشد.
The differences became more minute at higher precision.
در دقتهای بالاتر، تفاوتها ریزتر شدند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی صفتی، `minute` در انگلیسی بریتانیایی `maɪˈnjuːt` و در انگلیسی آمریکایی `maɪˈnuːt` تلفظ میشود.
