معنی ۱neutral · 95%
سطحی صاف، معمولاً از شیشه، که تصویر چیزی را که روبهروی آن قرار دارد نشان میدهد
مثالهای طبیعی
She looked at herself in the mirror.
او خودش را در آینه نگاه کرد.
There is a large mirror above the desk.
بالای میز یک آینهٔ بزرگ وجود دارد.
The shop sells mirrors in different sizes.
فروشگاه آینههایی در اندازههای مختلف میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی به تصویر خود نگاه میکند از look in the mirror یا look at yourself in the mirror استفاده کن.

