معنی ۱neutral · 88%
سرشار از شادی، خنده و سرگرمیِ خوشایند.
مثالهای طبیعی
Mirthful laughter filled the room after the toast.
پس از سخنرانی کوتاه، خندههای شادمانه اتاق را پر کرد.
She became mirthful as the stories grew sillier.
هرچه داستانها بامزهتر میشدند، او شادتر و خندانتر میشد.
The book has a warm, mirthful voice.
کتاب لحنی گرم و شوخوشنگ دارد.
نکتهٔ کاربردی
لحنی گرم و کمی ادبی دارد و اصطلاحی تخصصی نیست.
ترکیبهای رایج
— خندهای که از سر شادی و سرگرمی است
