معنی ۱neutral · 88%
اشتباه شمردن تعداد اشخاص یا چیزها.
مثالهای طبیعی
We miscounted the boxes during yesterday’s delivery.
در تحویل دیروز تعداد جعبهها را اشتباه شمردیم.
Officials must not miscount any ballots.
مسئولان نباید حتی یک رأی را اشتباه بشمارند.
I always miscount my points when I rush.
وقتی عجله دارم، همیشه امتیازهایم را اشتباه میشمارم.
نکتهٔ کاربردی
miscount به خطا در شمارش اشاره دارد، نه بدفهمیدن جمله یا برداشت اشتباه از نیت دیگران.
