misfortune
C2اسم/US /mɪsfˈɔrtʃən/ mĭsf-ÔRCH-ən; UK /mɪsfˈɔrtʃən/ mĭsf-ÔRCH-ən/
بد شانسی، بخت سیاه، بداقبالی
JadoLearn Dictionary
معنی misfortune به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بد شانسی، بخت سیاه، بداقبالی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ویل، بلا، بلیه
رویداد بد
بدحالت، غیر دوستانه، بطور ناقص
گزند، صدمه، آسیب
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.