mismanage
C2فعل/US /mɪsmˈænɪdʒ/ mĭsm-ĂN-ĭj; UK /mɪsmˈænɪdʒ/ mĭsm-ĂN-ĭj/
بد درست کردن، بد گرداندن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
mismanage یعنی بد درست کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بد درست کردن، بد گرداندن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.