معنی ۱neutral · 85%
به چیزی شکلی نادرست، کجومعوج یا ناخواسته دادن.
مثالهای طبیعی
Too much pressure can misshape the soft clay.
فشار زیاد میتواند گل نرم را بدشکل کند.
The heavy box misshaped the fragile frame.
جعبهٔ سنگین، قاب ظریف را از شکل انداخت.
The wooden panel was misshaped by moisture.
رطوبت باعث بدشکلشدن صفحهٔ چوبی شده بود.
نکتهٔ کاربردی
کمکاربرد است؛ بسته به جنس ماده، distort، deform یا warp روشنترند.
