معنی ۱neutral · 88%
ترکیبی از چیزها، افراد یا ویژگیهای مختلف
مثالهای طبیعی
The team has a good mix of experience and youth.
تیم ترکیب خوبی از تجربه و جوانی دارد.
The playlist contains a mix of old and new songs.
فهرست پخش شامل ترکیبی از آهنگهای قدیمی و جدید است.
The neighbourhood has an interesting cultural mix.
این محله ترکیب فرهنگی جالبی دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان اجزای ترکیب از `a mix of +` چیزهایی که با هم ترکیب شدهاند استفاده میشود.

