معنی ۱neutral · 90%
ماده یا ترکیبی که از مخلوط شدن چیزهای مختلف ایجاد میشود
مثالهای طبیعی
Pour the mixture into the baking dish.
مخلوط را داخل ظرف پخت بریز.
Air is a mixture of different gases.
هوا مخلوطی از گازهای مختلف است.
The mixture became darker after adding blue.
پس از اضافه کردن رنگ آبی، مخلوط تیرهتر شد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی اجزای مخلوط بیان میشوند، از `mixture of + components` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— ترکیبی از چیزهای مختلف

