معنی ۱neutral · 86%
آزمونی آزمایشی که پیش از امتحان واقعی مهم برگزار میشود.
مثالهای طبیعی
Our mocks start on Monday.
امتحانهای آزمایشی ما دوشنبه شروع میشوند.
She passed the maths mock last week.
او هفتهٔ گذشته در امتحان آزمایشی ریاضی قبول شد.
His mock revealed gaps in his revision.
آزمون آزمایشی او ضعفهای مرور درسهایش را نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر کاربرد غیررسمی بریتانیایی است؛ mock exam در سطح بینالمللی روشنتر است و معنی فعل mock جداست.
ترکیبهای رایج
— آزمون تمرینی ریاضی
