معنی ۱neutral · 90%
پرهیز از زیادهروی یا افراط در مقدار یا شدت یک کار.
مثالهای طبیعی
Nutritionists often advise moderation rather than strict bans.
متخصصان تغذیه اغلب بهجای ممنوعیتهای سختگیرانه، میانهروی را توصیه میکنند.
Moderation is essential when shopping on a limited budget.
هنگام خرید با بودجهٔ محدود، میانهروی ضروری است.
Enjoy rich desserts in moderation.
دسرهای پرکالری را بهاندازه مصرف کنید.
نکتهٔ کاربردی
عبارت ثابت in moderation بدون حرف تعریف میآید. moderation در این معنا غیرقابلشمارش است.
