معنی ۱neutral · 88%
ویژگیِ لاف نزدن یا بیش از حد به تواناییها و موفقیتهای خود نبالیدن.
مثالهای طبیعی
Despite her success, she spoke with genuine modesty.
او با وجود موفقیتش با فروتنی واقعی صحبت کرد.
His modesty impressed colleagues more than his awards.
فروتنی او بیش از جایزههایش همکاران را تحت تأثیر قرار داد.
The athlete showed modesty when discussing her record.
ورزشکار هنگام صحبت دربارهٔ رکوردش فروتنی نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
برای پرهیز از ستایش اغراقآمیز خود به کار میرود؛ میتواند با آگاهی از تواناییهای شخص همراه باشد.
