معنی ۱neutral · 90%
اندکی خیس یا دارای رطوبت باشد، معمولاً به شکلی خوشایند یا مفید.
مثالهای طبیعی
The cake stayed moist for two days.
کیک دو روز نرم و مرطوب ماند.
Keep the soil moist, not soaked.
خاک را مرطوب نگه دارید، نه خیس و آبگرفته.
Her hands felt moist after applying lotion.
دستهای او بعد از زدن لوسیون مرطوب بودند.
نکتهٔ کاربردی
moist یعنی کمی نم داشته باشد، نه کاملاً خیس؛ برای کیک و خاک معمولاً مثبت است، اما damp میتواند نم ناخواستهٔ لباس یا دیوار را نشان دهد.
