معنی ۱neutral · 89%
بهواسطهٔ حرارت بسیار زیاد به حالت مایع درآمده، بهویژه دربارهٔ فلز، شیشه یا سنگ.
مثالهای طبیعی
Molten steel poured into the mould.
فولاد مذاب به داخل قالب سرازیر شد.
The glass remained molten inside the furnace.
شیشه درون کوره همچنان مذاب باقی ماند.
Molten rock rose through cracks in the ground.
سنگ مذاب از شکافهای زمین بالا آمد.
نکتهٔ کاربردی
molten برای مواد با دمای ذوب بالا رایج است؛ دربارهٔ کره یا بستنی معمولاً melted به کار میرود.
