معنی ۱neutral · 95%
حیوانی با دم بلند یا بازوهای بلند که اغلب از درخت بالا میرود
مثالهای طبیعی
A monkey climbed onto a high branch.
یک میمون روی شاخهای بلند بالا رفت.
The monkey was eating fruit with its hands.
میمون با دستهایش میوه میخورد.
Some monkeys live in large groups.
بعضی میمونها در گروههای بزرگ زندگی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع monkey واژهٔ monkeys است، نه monkies.
ترکیبهای رایج
— یک میمون جوان

