معنی ۱neutral · 90%
کنترل انحصاری یک بازار، خدمت یا فعالیت توسط یک سازمان یا گروه
مثالهای طبیعی
The company gained a monopoly on regional distribution.
شرکت بر توزیع منطقهای انحصار پیدا کرد.
The monopoly limited competition and raised prices.
این انحصار رقابت را محدود و قیمتها را افزایش داد.
The state ended the monopoly after public pressure.
دولت پس از فشار عمومی به انحصار پایان داد.
نکتهٔ کاربردی
`Monopoly` میتواند قانونی، عملی یا اقتصادی باشد؛ ایدهٔ اصلی کنترل انحصاری یا تقریباً انحصاری است.
