معنی ۱neutral · 95%
جرم آسمانی بزرگ و گردی که به دور زمین میچرخد و در آسمان شب دیده میشود
مثالهای طبیعی
The moon was bright above the sea.
ماه بالای دریا روشن بود.
We could see a full moon tonight.
امشب میتوانستیم ماه کامل را ببینیم.
The Moon moves around the Earth.
ماه به دور زمین حرکت میکند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی معمولی the moon رایج است؛ در بافت علمی Earth's Moon اغلب با حرف بزرگ نوشته میشود.
ترکیبهای رایج
— ماه در زمانی که تمام بخش روشن آن قابلدیدن است

