معنی ۱neutral · 90%
روشنشده با نور ماه.
مثالهای طبیعی
We followed a moonlit path through the woods.
در جنگل در امتداد مسیری مهتابی پیش رفتیم.
The beach was moonlit and unusually quiet.
ساحل زیر نور ماه روشن و بهطرز غیرمعمولی ساکت بود.
Moonlit mountains appeared beyond the lake.
کوههای مهتابی آن سوی دریاچه دیده میشدند.
نکتهٔ کاربردی
moonlit به روشنایی ناشی از ماه اشاره دارد، نه نور خورشید یا چراغهای خیابان. هم پیش از اسم و هم پس از be میآید.
