پیشنهاد، پرسش یا احتمالی را برایِ بررسی یا گفتوگو مطرحکردن.
مثالهای طبیعی
Researchers first mooted the proposal during last year’s workshop.
پژوهشگران نخستین بار این پیشنهاد را در کارگاهِ سالِ گذشته مطرح کردند.
The minister has mooted a tax review for next spring.
وزیر بازنگری در نظامِ مالیاتی برایِ بهارِ آینده را مطرح کرده است.
Several names were mooted as possible successors.
چند نام بهعنوانِ جانشینانِ احتمالی مطرح شدند.
نکتهٔ کاربردی
فعلِ moot یعنی موضوعی را برایِ بحث مطرحکردن؛ صفتِ moot بسته به گونهٔ زبان و بافت، میتواند «بحثبرانگیز» یا «دیگر بیاهمیت» باشد.
