تکهای بسیار کوچک از غذا.
مثالهای طبیعی
He left one morsel of cake on his plate.
او یک تکهٔ کوچک کیک در بشقابش باقی گذاشت.
The dog eagerly swallowed every morsel.
سگ با اشتیاق تکتک لقمهها را قورت میداد.
Only a few morsels were left after lunch.
بعد از ناهار فقط چند لقمهٔ کوچک باقی مانده بود.
نکتهٔ کاربردی
morsel معمولاً مقدار خیلی کم را میرساند؛ برای سهم بزرگتر از piece یا serving استفاده کنید.
