معنی ۱neutral · 90%
وامی برای خرید ملک که معمولاً طی سالهای زیادی بازپرداخت میشود
مثالهای طبیعی
They took out a mortgage to buy their first home.
آنها برای خرید نخستین خانهشان وام مسکن گرفتند.
We finally paid off the mortgage last year.
ما سرانجام سال گذشته وام مسکن را بهطور کامل تسویه کردیم.
Her mortgage takes a large share of her income.
قسط وام مسکن او بخش بزرگی از درآمدش را میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
`Mortgage` مشخصاً به ملک مرتبط است و واژهای عمومی برای هر نوع وام نیست.

