معنی ۱neutral · 88%
پوشیده از خزه یا دارای خزه، گیاهی کوچک که معمولاً در جاهای مرطوب رشد میکند.
مثالهای طبیعی
We crossed a mossy log near the stream.
نزدیک جویبار از روی کندهٔ درختی خزهگرفته گذشتیم.
The shaded side of the wall is mossier.
سمت سایهگیر دیوار خزهگرفتهتر است.
Mossy stones surrounded the old bridge.
سنگهای خزهگرفته دور پل قدیمی را احاطه کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
moss اسم «خزه» و mossy صفت «خزهگرفته» است. هنگام ساخت mossier حرف y به i تبدیل میشود.
