بزرگترین بخش یا بیشترین تعداد از چیزی، وقتی اسم گفته نمیشود چون از بافت مشخص است
مثالهای طبیعی
Most passed the exam.
بیشترشان در آزمون قبول شدند.
I ate most, but not all.
بیشترش را خوردم، اما نه همهاش را.
Most agreed with the plan.
بیشترشان با برنامه موافق بودند.
نکتهٔ کاربردی
most در نقش ضمیر جای یک گروه اسمی را میگیرد و به معنی اکثریت یا بیشترین بخش است. این کاربرد با most در نقش تعیینکننده که پیش از اسم میآید متفاوت است.
