بزرگترین بخش یا بیشترین تعداد از چیزی، وقتی اسم گفته نمیشود چون از بافت مشخص است
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بیشترِ آنها
Deutsch
die meisten
Հայերեն
մեծ մասը
mets masy
مثالهای طبیعی
Most passed the exam.
بیشترشان در آزمون قبول شدند.
I ate most, but not all.
