میل یا آمادگی برای کار کردن، اقدام کردن یا رسیدن به چیزی
مثالهای طبیعی
Her motivation increased after she passed the first exam.
انگیزهٔ او پس از قبولی در نخستین آزمون بیشتر شد.
Remote workers sometimes struggle with motivation during long projects.
دورکارها گاهی در پروژههای طولانی با کمبود انگیزه روبهرو میشوند.
He found the motivation to continue after the setback.
او پس از آن شکست، انگیزهٔ ادامه دادن را پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی معمولاً غیرقابلشمارش است و بر میل یا نیروی محرک برای عمل تمرکز دارد.

