motive
A1اسم/US /mˈoʊtɪv/ MŌT-ĭv; UK /mˈoʊtɪv/ MŌT-ĭv/
محرک، موجب، مشوق
JadoLearn Dictionary
معنی motive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محرک، موجب، مشوق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فتنه انگیز
وجه، حجت، جهت
مهمیز زدن، سیخک، مهمیز
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.