معنی ۱neutral · 89%
فردی که کوههای بلند و دشوار را، اغلب با تجهیزات یا مهارتهای ویژه، صعود میکند.
مثالهای طبیعی
The mountaineer reached the summit before noon.
کوهنورد پیش از ظهر به قله رسید.
Experienced mountaineers carry ropes and emergency supplies.
کوهنوردان باتجربه طناب و لوازم اضطراری همراه میبرند.
She became a mountaineer after years of hiking.
او پس از سالها پیادهروی در طبیعت کوهنورد شد.
نکتهٔ کاربردی
hiker در مسیرهای پیادهروی حرکت میکند؛ mountaineer کوههای دشوار را صعود میکند و ممکن است به مهارت فنی نیاز داشته باشد.
