در مورد مو، دارای رنگ قهوهای روشن و کدر و کمجلوه.
مثالهای طبیعی
She wore her mousy brown hair in a braid.
موهای قهوهای کدرش را بافته بود.
The stylist recommended highlights for his mousy hair.
آرایشگر برای موهای قهوهای کمجلوهٔ او هایلایت پیشنهاد کرد.
Her hair looked mousier in the faded photograph.
موهایش در عکس رنگورورفته کدرتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
این معنا دربارهٔ رنگ مو است و ربطی به وجود موش ندارد.
