عملی که در آن شخص یا چیزی موقعیت خود را تغییر میدهد
مثالهای طبیعی
One sudden move frightened the animal.
یک حرکت ناگهانی حیوان را ترساند.
Don't make a move until I return.
تا وقتی برگردم حرکت نکن.
She taught us several dance moves.
او چند حرکت رقص به ما یاد داد.
نکتهٔ کاربردی
`Move` وقتی به یک حرکت یا عمل مشخص اشاره دارد، قابلشمارش است.

