معنی ۱informal · 88%
گلولای خیس یا هر مادهٔ کثیف و ناخوشایند دیگر.
مثالهای طبیعی
There was muck all over his boots.
چکمههایش سرتاسر به گلولای و کثیفی آغشته شده بود.
We scraped the muck from the bottom of the pond.
لجن کف برکه را تراشیدیم و بیرون آوردیم.
The field turned into a sea of muck.
آن زمین به دریایی از گلولای تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
mud مشخصاً خاک خیس است، اما muck میتواند گلولای، فضولات حیوانی یا مواد کثیف دیگر را هم شامل شود.
ترکیبهای رایج
— آغشته به گلولای یا مواد کثیف
