معنی ۱neutral · 90%
خاک خیس و نرمی که از مخلوط شدن خاک با آب به وجود میآید
مثالهای طبیعی
Our boots were covered in mud.
چکمههای ما پوشیده از گِل بودند.
The heavy rain turned the path into mud.
باران شدید مسیر را گِلی کرد.
There was mud all over the floor.
همهجای کف زمین گِل بود.
نکتهٔ کاربردی
`Mud` معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— سطح چیزی با گِل پوشیده بودن

