معنی ۱neutral · 86%
پوشیده از گلولای یا دارای مقدار زیادی گلولای.
مثالهای طبیعی
His boots were muddy after the match.
چکمههای او بعد از مسابقه گِلی شده بودند.
The forest path is muddier than the road.
مسیر جنگلی از جاده گلآلودتر است.
We avoided the muddy field after the storm.
بعد از توفان وارد زمین گلآلود نشدیم.
نکتهٔ کاربردی
Muddy برای چیزی که به گلولای آغشته است یا آبی که گل با آن مخلوط شده استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— کفشهای آغشته به گلولای
