معنی ۱neutral · 88%
گرم و مرطوب بهشکلی ناخوشایند، طوری که هوا سنگین احساس شود.
مثالهای طبیعی
It feels muggy after the afternoon rain.
بعد از باران عصر، هوا شرجی به نظر میرسد.
Today is even muggier than yesterday.
امروز هوا حتی از دیروز هم شرجیتر است.
The runners struggled in the muggy heat.
دوندگان در گرمای شرجی بهسختی پیش میرفتند.
نکتهٔ کاربردی
humid صرفاً به رطوبت بالای هوا اشاره میکند، اما muggy معمولاً حس گرمای آزاردهنده را هم در بر دارد.
