معنی ۱neutral · 86%
دربارهٔ اطلاعاتی که انتظار میرود بیان شوند، سکوتکردن.
مثالهای طبیعی
Please keep mum about the party.
لطفاً دربارهٔ مهمانی چیزی به کسی نگو.
The company remained mum on the allegations.
شرکت دربارهٔ اتهامها اظهار نظری نکرد.
Witnesses stayed mum when reporters called.
وقتی خبرنگاران تماس گرفتند، شاهدان سکوت کردند.
نکتهٔ کاربردی
غیررسمی است؛ با اسم بریتانیایی mum به معنی مادر فرق دارد.
ترکیبهای رایج
— راز را نگهداشتن
