حرفها یا کارهایی که پیچیده به نظر میرسند اما مفهوم روشنی ندارند.
مثالهای طبیعی
The policy was full of technical mumbo jumbo.
متن سیاستنامه پر از اصطلاحات فنیِ نامفهوم بود.
Please replace that mumbo jumbo with plain instructions.
لطفاً آن حرفهای قلمبهسلمبه را با دستورالعملهایی ساده جایگزین کن.
To me, the explanation sounded like mumbo jumbo.
به گوش من آن توضیح چیزی جز حرفهای بیسروته نبود.
نکتهٔ کاربردی
تعبیری غیررسمی و انتقادی است؛ نامفهوم بودن یک اصطلاح برای گوینده لزوماً آن را بیمعنا نمیکند.
