بخشندگیِ کمنظیر در دادنِ پول، هدیه یا کمکِ عملی به دیگران.
مثالهای طبیعی
The university flourished through the munificence of former students.
دانشگاه به پشتوانهٔ سخاوتِ کمنظیرِ دانشجویانِ پیشینش شکوفا شد.
Her munificence funded scholarships across three rural districts.
بخشندگیِ چشمگیرِ او هزینهٔ بورسیههایی را در سه ناحیهٔ روستایی تأمین کرد.
Few expected such munificence from the famously frugal publisher.
کمتر کسی انتظارِ چنین دستودلبازیای را از آن ناشرِ مشهور به صرفهجویی داشت.
نکتهٔ کاربردی
اغلب لحنی ستایشآمیز دارد؛ بااینحال، تحسینِ اغراقآلودِ نیکوکار ممکن است طعنهآمیز باشد.
