معنی ۱neutral · 90%
جرمِ کشتن عمدی و غیرقانونی یک شخص
مثالهای طبیعی
Police are investigating the murder of a local man.
پلیس در حال بررسی قتل یک مرد محلی است.
He was charged with murder.
او به قتل متهم شد.
The city recorded fewer murders last year.
این شهر سال گذشته قتلهای کمتری ثبت کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Murder` اصطلاحی عمومی و حقوقی برای کشتن عمدی و غیرقانونی است.
ترکیبهای رایج
— کسی را بهطور عمدی و غیرقانونی کشتن

