با بهکارگیری قدرت جسمی یا فشار، از میان افراد یا موانع راه باز کردن.
مثالهای طبیعی
The traveller muscled her way through the crowd.
آن مسافر با زور از میان جمعیت راه باز کرد.
The striker muscled his way past two defenders.
مهاجم با قدرت بدنی از دو مدافع عبور کرد.
Fans tried to muscle their way to the front.
هواداران سعی کردند با فشار راهشان را تا صف اول باز کنند.
نکتهٔ کاربردی
ساخت معمول شامل ضمیر ملکی و way است: muscle your way through a crowd.
