معنی ۱neutral · 85%
کسی که دین او اسلام است
مثالهای طبیعی
My colleague is a Muslim who observes Ramadan.
همکارم مسلمانی است که ماه رمضان را روزه میگیرد.
Many Muslims celebrate Eid with family and friends.
بسیاری از مسلمانان عید را با خانواده و دوستان جشن میگیرند.
The interview featured a Muslim from our neighborhood.
در آن مصاحبه با یک مسلمان از محلهٔ ما گفتوگو شد.
نکتهٔ کاربردی
Muslim را با حرف بزرگ بنویسید. این کلمه صفت نیز هست، اما این مدخل کاربرد اسمی آن را توضیح میدهد.
