معنی ۱neutral · 88%
بهشیوهای عجیب که توضیح روشن و مشخصی ندارد.
مثالهای طبیعی
The confidential files mysteriously disappeared overnight.
پروندههای محرمانه شبانه بهطرزی مرموز ناپدید شدند.
A key was mysteriously left on the doorstep.
کلیدی بهشکل مرموزی جلوی در خانه گذاشته شده بود.
Our phones mysteriously stopped working near the old tower.
تلفنهایمان نزدیک برج قدیمی بهطرز عجیبی از کار افتادند.
نکتهٔ کاربردی
unexpectedly یعنی «غیرمنتظره»، اما mysteriously علاوه بر شگفتی، نامعلومبودن دلیل رویداد را هم نشان میدهد.
