معنی ۱neutral · 88%
کسی را در فهمیدن یا توضیح دادن چیزی کاملاً سردرگم کردن.
مثالهای طبیعی
The sudden cancellation mystified our customers.
لغو ناگهانی برنامه مشتریان ما را سردرگم کرد.
These instructions have mystified several new employees.
این دستورالعملها چند کارمند تازهوارد را کاملاً گیج کردهاند.
Why does her decision mystify everyone?
چرا تصمیم او همه را متحیر میکند؟
نکتهٔ کاربردی
mystify برای ابهام و نفهمیدنِ دلیل چیزی است، نه صرفاً غافلگیری از چیزی که دلیلش کاملاً روشن است.
