پوشش سخت و صاف در انتهای انگشت دست یا پا
مثالهای طبیعی
Her nails were clean and short.
ناخنهای او تمیز و کوتاه بودند.
He broke a nail while moving the box.
هنگام جابهجا کردن جعبه یکی از ناخنهایش شکست.
She cuts her nails every week.
او هر هفته ناخنهایش را کوتاه میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Nail` قابلشمارش است: `one nail`، `several nails`.

