معنی ۱neutral · 88%
بدون نام معلوم، تعیینشده یا ثبتشده.
مثالهای طبیعی
The nameless puppy arrived at the shelter yesterday.
آن تولهسگ بینام دیروز به پناهگاه رسید.
A nameless donor paid for the repairs.
نیکوکاری گمنام هزینهٔ تعمیرات را پرداخت کرد.
For years, the small island remained nameless.
آن جزیرهٔ کوچک سالها بینام ماند.
نکتهٔ کاربردی
nameless میتواند صرفاً نبود نام را برساند؛ anonymous گاهی به فردی اشاره میکند که عمداً نام واقعی خود را پنهان کرده است.
