برای معرفی اطلاعات دقیقتر و مشخصتری دربارهٔ چیزی که همین حالا ذکر شده است
مثالهای طبیعی
One issue remains, namely funding for the final phase.
یک مسئله باقی مانده است، یعنی تأمین مالی مرحلهٔ نهایی.
Two factors mattered, namely cost and availability.
دو عامل مهم بودند، یعنی هزینه و دسترسپذیری.
We need one person, namely the current coordinator.
به یک نفر نیاز داریم، یعنی هماهنگکنندهٔ فعلی.
نکتهٔ کاربردی
`Namely` مشخصسازی دقیق را معرفی میکند، نه صرفاً یک مثال؛ برای مثالها اغلب `for example` مناسبتر است.
