کلمات گفتاری یا نوشتاری که داستانی را روایت میکنند یا رویدادها را توضیح میدهند.
مثالهای طبیعی
The narration explains why the village was abandoned.
روایت مستند توضیح میدهد که چرا روستا متروکه شد.
Her calm narration made the film easier to follow.
روایت آرام او باعث شد دنبالکردن داستان فیلم آسانتر شود.
Visitors can choose narration in several languages.
بازدیدکنندگان میتوانند روایت صوتی را به چند زبان انتخاب کنند.
نکتهٔ کاربردی
narration وقتی به روایتگری بهطور کلی اشاره کند اغلب غیرقابلشمارش است؛ برای روایتهای مستقل میتوان از صورت قابلشمارش آن استفاده کرد.
