معنی ۱neutral · 90%
در سراسر یک کشور وجود داشتن، رخ دادن یا در دسترس بودن
مثالهای طبیعی
The company launched a nationwide delivery service.
شرکت یک سرویس تحویل سراسری راهاندازی کرد.
The study was nationwide and included every region.
این مطالعه سراسری بود و همهٔ مناطق را شامل میشد.
Nationwide publicity increased awareness within weeks.
تبلیغات سراسری ظرف چند هفته آگاهی را افزایش داد.
نکتهٔ کاربردی
`Nationwide` به یک کشور کامل اشاره دارد؛ `international` یا `global` فراتر از مرزهای ملی میروند.
