به شیوهای طبیعی، راحت یا عادی
مثالهای طبیعی
Try to speak naturally during the interview.
سعی کن هنگام مصاحبه طبیعی صحبت کنی.
Smile naturally for the camera.
برای دوربین طبیعی لبخند بزن.
Her pronunciation improved naturally over time.
تلفظ او با گذشت زمان بهطور طبیعی بهتر شد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی نحوهٔ انجام یک عمل را توصیف میکند.
